X
تبلیغات
رایتل
جمعه 21 اردیبهشت‌ماه سال 1397 @ 13:03

بس کن آی دل- شعر

(بس کن ای دل)

 

بس کن ای دل در پشیمانی، چه سودی می بری؟


عشق را خواهی به پنهانی، چه سودی می بری؟


سفره ی دل گر نباشد پهن همچون باغ سبز


گر کنی دعوت به مهمانی، چه سودی می بری؟


چون نباشی عاشق و هرگز نجوئی درد و رنج


با تظاهر در مسلمانی، چه سودی می بری؟


در زمین دل اگر بذری نداری در نهان


آسمان هم گر چه بارانی، چه سودی می بری؟


گر که نابینا بُدی بر خلق و غرق خود شدی


پیرهن خواهی ز کنعانی، چه سودی می بری؟


گر غم انسان نداری در عیان و در نهان


گر چه داری نام انسانی، چه سودی می بری؟


گر ندارد  خانه ات نقشی ز ایوان طلا


در خرابات از نگهبانی، چه سودی می بری؟


در دعایت گر فرج جائی ندارد، عاقبت


گر چه او را دائما خوانی، چه سودی می بری؟


حسن بشیر

۶/۶/۱۳۹۵

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد